شيخ حسين انصاريان

16

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فى وُجُودِهِ مُفْتَقَرٌ الَيْكَ ؟ خداوندا ! چگونه با اين موجودات كه در وجود خود نيازمند تو مىباشند راهيابى به سوى تو داشته باشم ؟ سر چشمهء عرفان با توجه به مطالبى كه در صفحات گذشته ملاحظه كرديد ، جستجو در تاريخ حيات انسان كه چه شخصى پايه گذار مكتب عرفان بوده و يا به وسيلهء چه گروهى از اهل دين اين مدرسه بنا گذارى شده ، كار با مفيدى نيست . زيرا ، وقتى حقيقتى به صورت مايه و استعداد و ذوق و شوق و نياز و احتياج ، در ذات انسان نهفته است ، بايد آن را از حضرت محبوب ديد . به حقيقت كه لازم است از عرفان و حال عرفانى به عنوان يك واقعيت ملكوتى و سرّ خدايى كه در اعماق جان ريشه دارد ياد كرد . اين انسان است كه به دور از غوغاى حيات عاريت ، احساس مىكند كه در درونش عشق به مبدأ هستى و علاقه به پاكى جان و طهارت درون و پاى بندى به حقايق و واقعيت‌ها و توجه به دانش و بينشى ما فوق دانش و بينش مادّى موج مىزند . اين انسان است كه مىخواهد اضطراب درونش را با كمك عاملى قوى و حقيقى غير از عوامل مادّى كه خود عامل اضطرابند ، تبديل به امنيت كند . اين انسان است كه در جستجوى اتّصال به حقيقت و واقعيّت مجاهده مىنمايد . و اين انسان است كه علاقه دارد با تمام هستى وجودش در سرزمين عشق و محبّت خيمه زده و كارى كند كه براى هميشه از ناراحتى وجدان راحت باشد .